لبه‌های اولیه

تازه ها

پربیننده ترین

گروه خبری: 
تاریخ انتشار : ي, 1396/10/17 - 09:21
کد مطلب: 15572
تصویر صفحه اصلی: 
و مادرم این را می خواهم بگویم که وقتی پا در جبهه نهادم با چه عزیزانی بودم که شهید شدن و من خجالت می کشم که در این دنیا زنده باشم و نظاره گر دوستان شهیدم باشم و این را بگویم که خون آنها و کربلای سیدالشهدا(ع ) بود که مرا به جبهه آورد و دست خودم نیست مادرم این نیروی الهی است که مرا می برد نه خودم .

به گزارش خط هشت از شهرستانهای استان تهران: شهیديوسف دایي ماسوله پنجم فروردين 1341 ، در روستاي ماسوله از توابع شهرستان رشت ديده به جهان گشود. تا پايان دوره راهنما يي درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. سيزدهم دي 1364با سمت د يده بان در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت گلوله توپ به شهادت رسيد. مزار وي در بهشت زهراي شهرستان تهران قرار دارد.

با درود بر رهبر انقلاب اسلامی امام خمینی و با سلام بر شهیدان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و اسیران عزیز و رزمندگان کربلای ایران تا کربلای خونین لبنان .
با سلام بر پدر و مادرم و برادران و خواهر مهربانم . سخنم را با مادر رنج کشیده ام آغاز می کنم مادری که سالها فرزندی را با جان و دل بزرگ   می کند و تحویل جامعه می دهد که برای خود و جامعه اش خدمتی انجام دهد.
 ولی همه این سختی ها هدف مشترکی دارد و آن رسیدن انسان به خداست و هیچ انسانی در این جهان باقی نمی ماند و بدبختانه در جهان انسانهایی با ایده های گوناگون هستند که همه آنها به دو مقام می رسند.
 ولی از این دو مقام یکی الهی است که انسان را به کمال می رساند و مقام دیگر شیطانی که در سقوط قرار می گیرد و من از خدا می خواهم که مرا نیز به مقام الهی برساند انشاالله .

 
گزیده ای از وصیت نامه شهید يوسف دایي ماسوله
 
و اما پدر و مادر عزیزم من اعتراف می کنم که فرزند خوبی برایتان نبودم و نتوانستم زحمات شما را جبران کنم و از شما خواهش می کنم که مرا ببخشید و حلالم کنید که خداوند من را به سوی خود می خواند و این نور الهی است که در دلم ایجاد شده و هیچ کس نمی تواند این نور را در دلم خاموش کند.

 مادرم وقتی می رفتم اشکهایت را دیدم که دلت برایم می سوخت ولی مادرم برای من دلت نسوزد و برای اسلام و امام حسین (ع) و ائمه اسلام  دلت بسوزد که اینها مظلوم تاریخ اند و اما مادرم بیم و هراس به دلت راه مده که من همراه سربازان امام زمان (ع) هستم انشاالله ،و سربازان امام حق هستند و دشمنان اسلام باطل و راهنمای این لشکر امام مهدی (ع) و نائب اش امام خمینی است و هر کس به رهبری امام ایمان داشته باشد و هرکس امام زمان خود را یاری کند خداوند در این دنیا و آخرت پاداش بزرگی به او می دهد.

پدر و مادر و برادران عزیزم و خواهر مهربانم من کسی نیستم که برای شما عزیزان و بزرگان سخنی بگویم که لیاقت سخنی را ندارم ولی به عنوان فرزند و برادر کوچک به شما می گویم که خط رهبری امام را دنبال کنید .و از شما می خواهم نه تنها از شما بلکه به تمامی بستگان و دوستان می گویم که سخنان امام را خوب گوش کنید و چهره الهی امام را نگاه کنید که چگونه استوار و وفادار به اسلام عزیز است و در مقابل دشمنان خدا بایستد .

گزیده ای از وصیت نامه شهید يوسف دایي ماسوله
 
و باز مادرم سخنی کوتاه با شما دارم که می دانم این حرف را نباید بزنم ولیکن لازم است بگویم و این سخن این است که خدای نکرده بگویی و نمی گویی که فرزندم را بردن و از من گرفتن، نه مادرم چنین نیست من خودم پا به جبهه امام زمان گذاشتم و خداهم مرا یاری کرد ،مادرم      می دانم آرزو داشتی فرزندت را داماد کنی ولی دامادی من موقعی است که در عرش الهی و در خدمت پروردگارم باشم و از او روزی گیرم ، مادرم تو تنها نیستی زیرا مادران و پدرانی هستند که داغ فرزند دیده اند و مسئول تمام این خونها استکبار جهانی است و باید به آنها حمله کنیم که اینان جوانان این مرز و بوم را شهید کردن .
و مادرم این را می خواهم بگویم که وقتی پا در جبهه نهادم با چه عزیزانی بودم که شهید شدن و من خجالت می کشم که در این دنیا زنده باشم و نظاره گر دوستان شهیدم باشم و این را بگویم که خون آنها و کربلای سیدالشهدا(ع ) بود که مرا به جبهه آورد و دست خودم نیست مادرم این نیروی الهی است که مرا می برد نه خودم .
 
گزیده ای از وصیت نامه شهید يوسف دایي ماسوله

و اما شما ای دوستان و جوانان عزیز که اماممان دست پر قدرت شما را بوسه می زند.
 ای عزیزان ،اسلام در جهان مظلوم واقع شده و به شما جوانان پرشور که عشق کربلا دارید احتیاج است بار خود را ببندید و کربلا آیید که هر روزمان عاشورا و هر روز سرزمینمان کربلا و بیایید از کربلای ایران اسلامیمان به کربلای حسینی عراق برویم و از آنجا انشاالله نفسی تازه کنید و به طرف دشمن اصلی ما که اسرائیل غاصب باشد برویم که اماممان فرموده ما باید از مسلسل های متکی بر ایمان قدس عزیز را آزاد کنیم انشالله .
و با این چراغ که نامش ایمان در دل مسلمانان است استکبار جهانی را نابود می کنیم که مرگ جهانخواران فرا رسیده است و خون شهدا همه آنان را بسوی مرگی خفت بار خواهد بود انشاالله .

و باز هم سخنم را با دوستانم ادامه می دهم که ای عزیزان قدر خودتان را بدانید که شما امید آینده مسلمین هستید سعی کنید در تمام موارد امور مذهبی و اجتماعی و سیاسی و دیگر مسائل اطلاع داشته باشید و بدانید که در کشور خودمان و در دنیا چه می گذرد و ما چه باید بکنیم دوستانم .
 وای بر ما که اگر مسلمان از آن طرف دنیا فریاد مظلومیت سردهد و ما ساکت و بی تفاوت باشیم به خدا قسم ظلم است و ما مسئولیم.

 
 

منبع: برگرفته از اسنادشهید درمخزن اداره کل شهرستانهای استان تهران
ارسال نظر