لبه‌های اولیه

تازه ها

پربیننده ترین

گروه خبری: 
تاریخ انتشار : د, 1397/03/28 - 08:48
کد مطلب: 17564
تصویر صفحه اصلی: 
شهید مکاره به سربازی نمی‌رفت و می‌گفت: رژیم شاه جنایتکار است و نباید برای این جانیان و آنهایی که با اسلام دشمن هستند خدمت کرد و تا وقتی که این رژیم طاغوت بر ملت ستمدیده حکومت می‌کند من به سربازی نمی‌روم، حتی اگر مرا به زور هم ببرند فرار خواهم کرد.

به گزارش خط هشت ، رزمندگان با نثار جان خود رسالت عظیمی را بر دوش بازماندگان گذاشتند. غریب به 30 سال از پایان جنگ تحمیلی و 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، اما نام برخی از شهدا در میان مردم گمنام است. به این منظور خبرگزاری دفاع مقدس در نظر دارد به معرفی زندگی‌نامه شهدایی بپردازد که نامی از آن‌ها به میان نیامده است. در ادامه ماحصل زندگی شهید «محمد مکاره» را می‌خوانید:

محمد مکاره به سال 1337 در یک خانواده متوسط به دنیا آمد. او از کودکی به رنج و محرومیت بزرگ شد و بر اثر همین فقر نتوانست که تا سوم متوسطه به تحصیل خود ادامه بدهد. محمد چون خودش در فقر و محرومیت بود از درد مردم مطلع بود. وی با وجود این که از نظر مدرک تحصیلی در حد بالائی نبود ولی بر اثر مطالعه زیاد، بینش وسیع و آگاهیش فزونی یافته بود و باز بر اثر همین آگاهی بود که هر لحظه شعله عشق به خدا و اسلام راستین در او زبانه می‌کشید و از درون او را می‌گداخت.

شهید مکاره به علت نداشتن رفاه ناچار شد که بعد از گرفتن مدرک سوم متوسطه به سرکار برود و در یک هتل با حقوق کمی مشغول به کار شود. در رژیم پهلوی وقتی از او می‌پرسیدند که چرا به سربازی نمی‌روی در جواب می‌گفت: «رژیم شاه جنایتکار است و نباید برای این جانیان و آنهایی که با اسلام دشمن هستند خدمت کرد و تا وقتی که این رژیم طاغوت بر ملت ستمدیده حکومت می‌کند من به سربازی نمی‌روم، حتی اگر مرا به زور هم ببرند فرار خواهم کرد.»

شهید محمد مکاره مدت 2 ماه قبل از پیروزی انقلاب، کار خود را رها کرد و برای تبلیغات و به ثمر رساندن انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی کوشش فراوان کرد و در تمام تظاهراتی که علیه رژیم پهلوی بر پا می‌شد، شرکت کرد. وی همیشه هدفش کمک به انقلاب اسلامی بود و برای این هدف مقدسش از هیچ کاری کوتاهی نمی‌کرد.

وی پس از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با تایید و تاکید امام بر این که می‌فرماید:‌ «اگر سپاه نبود کشور هم نبود»، وارد سپاه پاسداران شد و شبانه روز برای حفظ و حراست دست‌آوردهای انقلاب مدت یک سال مشغول پاسداری بود، تا این که کردستان مورد هجوم ضد انقلابیون قرار گرفت، وی بی‌صبرانه به اتفاق دیگر پاسداران از پادگان ولی‌عصر به منطقه اعزام شد و با شجاعت و شهامت به مبارزه با ضد انقلابیان که خود را فدائی خلق می‌نامند ولی خلق مستضعف کردستان را به آتش می‌کشند، پرداخت.

سرانجام در 9 اردیبهشت 59 بر اثر اصابت آرپی‌جی به شهادت رسید. پیکر وی کاملا سوخت و جزء چند تکه استخوان چیزی از او باقی بماند.

 

 

منبع: دفاع پرس

ارسال نظر